تبليغاتX
hosein korani - چشم به راه...
fcb

سلام.خیلی وقته که آپ نکردم.همه بهم میگن زودتر آپ کن.یادش بخیر اون روزادرس میخوندیم.تیزهوشان رو دادم.نمیدونم خوب دادم یا نه؟آخه مسخره ها یه مدادایی دادن که خیلی کم رنگ بود.خدا کنه پاسخنامم صحیح بشه.یادش بخیر قبلا میرفتیم برف بازی میکردیم،آدم برفی می ساختیم،زنگ میزدیم ۱۳۴ میگفت:هوا ابری و دمای هوا ۲۴ درجه زیر صفر میباشد.اما الآن میگه:هوا صاف با وزش باد و دمای هوا ۲۵ درجه بالای صفر است.یادش بخیر ۱۵ روز تعطیل بودیم.از عیدم بیشتر.اما الآن منتظر عیدیم تا شاید یاد آن موقع افتادیم.دوست دارم زودتر بهار بیاد.فقط بخاطرعیدش نه مدرسه اش.چون مدرسه بعد عید خیلی اعصاب خورد کن است اما یعنی میشه زودتر از ابتدایی خلاص شم.آزمون کانون هم نفر اول شدم.گرچه دیگر مهم نیست.

 آی،حال ندارم اتاقم را جمع کنم.به پشتم نگاه میکنم و توده ی بزرگ کتاب تست را میبینم .یاد تیزهوشان میفتم.مانده ام که کتاب هارا چه کار کنم؟

تلویزیون هم هیچی نداره.فقط اونم یک روز در میان یک مشت پر عقاب میده.به اسم مدیر تصویر برداری نگاه میکنم و خوشحال میشوم که هم فامیلی دارم.

کامنت جدید میبینم، آنرا با کمال خوشحالی باز میکنم و میخوانم.چقدر زیباست!تبلیغ انتخابات است!.نوشته است: وقت آن رسيده كه نمايندگاني از نوع خودتان را به مجلس بفرستيد!!

به تقویم نگاه میکنم نوشته 21 اسفند و تلویزیون را روشن میکنم،فقط یک عدد 3 میبینم، یک مشت پر عقاب نگاه میکنم و صندوق های سبز را میبینم که از آنها نور بیرون می آید و بازیگر ها حرف میزنند،فوتبال میبینم که به جای توپ،زیر نویس ها حرکت میکنند،دیگر منتظر برداشته شدن 3 هستم نه آمدن عید ،البته بعد از 3 ، دو و یک و کلمه ی حماسه ی حضور می آیند...

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 12:28 بعد از ظهر  توسط حسین کرانی |